در آوار خونین گرگ و میش
دیگر گونه مردی آنک،
که خاک را سبز میخواست
و عشق را شایستهی زیباترین زنان
که اینش
به نظر
هدیتی نه چنان کم بها بود
که خاک و سنگ را بشاید.چه مردی! چه مردی!
که میگفت
قلب را شایستهتر آن
که به هفت شمشیر عشق
در خون نشیند
و گلو را بایسته تر آن
که زیباترین نامها را
بگویدو شیر آهن کوه مردی از این گونه عاشق
میدان خونین سرنوشت
به پاشنهی آشیل
در نوشت.ـ
روئینه تنی
که راز مرگاش
اندوه عشق
و غم تنهایی بود. احمد شاملو، ابراهیم در آتش
احسان فتاحیان مظلومانه به قتل رسید و اگر «ما همه با هم» نباشیم؛ این آغاز دوبارهی اعدام وسیع زندانیان سیاسی خواهد بود. احسان را کشتند تا قلب «آقا» که در ۱۳ آبان زیر پا افتاد و لگدکوب شد اندکی تشفی پیدا کند. هرکس در مقابل این قتل، این جنایت فجیع سکوت کند شریک این جنایت است و عذر و بهانه ندارد.
اگر جنبش سبز نبود و ۲۷ شهریور و ۱۳ آبان مردم در خیابانهای سراسر ایران در حمایت از آزادی و جنبش سبز به خیابانها نیامده بودند امروز احسان نیز زنده بود و اعدام نمیشد. حاکمان فعلی جمهوری اسلامی دارند کاریکاتوروار اعمالی را که در آغاز انقلاب انجام دادند و انقلاب را سرکوب کردند و برآن سوار و مسلط شدند دوباره از سر میگیرند. در آغاز پیروزی انقلاب آنها با تهدید و اعدام، تفرقه و شکاف و راه انداختن جنگ و خشونت کار خود را از پیش بردند و اکنون نیز میخواهند چنین کنند.
تهدید و اعدام
اعدام احسان فتاحیان هشداری است برای مردم که یادشان نروند این رژیم با اعدام تشکیل شده است و تاکنون با اعدام سرپا بوده است و اگر لازم باشد دوباره به اعدام متوسل میشود.
تفرقه
طیفهای مختلفی اکنون در جنبش سبز حضور دارند مشروطهخواهان، کمونیستها و سوسیالیستها و ملیگراها از یک سو و برخی از معتقدین پروپاقرص جمهوری اسلامی از سوی دیگر و در میانه آن نیز تعداد پرشمار هواداران موسوی و کروبی و خاتمی. پیروزی جنبش در سایهی وحدت آن در عین کثرت و اختلافات است. وحدتی یک جانبه که همه ذوب شوند در یکی و دست از عقاید و نظریات خود بردارند مرگ جنبش را از درون موجب میشود از سوی دیگر چپروی و راستروی و افراط و تفریط و تاکید بیش از حد بر تشخص و فردیت و گروهگرایی و سکتاریسم موجب از هم پاشیدن این وحدت میشود. اکنون نظام سعی میکند با ایجاد اختلاف و شکاف در جنبش آن را پراکنده کند. مردم با شعار خود جوش در آغاز جنبش در ۱۵ خرداد:«نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» خط آن را تا انتها ترسیم کردند. ما باید با هم باشیم و فقط وقتی با هم هستیم قدرتی غیرقابل شکست میشویم. محکوم نکردن این اعدام توسط تمام «جنبش سبز» بهخصوص افرادی مانند میرحسین موسوی و مهدی کروبی موجب گسترش این باور میشود. که جنبش نیز «خودی» و «غیرخودی» دارد. خودیها اگر یک سیلی بخورند همه باید در داخل و خارج ایران باصدای بلند اعتراض کنیم اما غیرخودیها اگر اعدام هم شوند نباید صدا از کسی بلند شود. این آغاز زمزمهی این فکر یاسآور است که گویی ما که «خودی» محسوب نمیشویم داریم جان خود را میدهیم تا دوباره گروهی بر سر کار بیایند که مرگ ما را میخواهند یعنی درست همان چیزی که در انقلاب ۱۳۵۷ اتفاق افتاد.
خشونت و جنگ
در آغاز انقلاب مردم کردستان نخستین مردمی از ساکنان ایران بودند که در مقابل دیکتاتوری جدیدی که داشت شکل میگرفت ایستادند شعار «خمینی بتشکن بت شدهای خود شکن» در همان ماهای آغازین پیروزی انقلاب از کردستان به گوش رسید و جنگی که بعدا با جنگ با عراق پیوند خورد موجب سرکوب مردم کردستان و به بهانهی آن مردم در سایر نقاط ایران شد. اکنون به نظر میرسد دوباره میخواهند موضوع را از دارلخلافهشان به کردستان بکشانند و با ایجاد جنگ و خشونت در کردستان ضمن سرکوب مردم کردستان راحتتر بتوانند جنبش در سایر نقاط ایران و بخصوص تهران را سرکوب کنند.
اینها خوابهای خامی هست که نظام از هم پاشیدهی جمهوری اسلامی در سر میپروراند وگرنه عملا به هیچکدام از این اهداف نخواهد رسید. باید بیش از پیش به حقوق تمام ملتها و اقوام ساکن در جغرافیای سیاسی ایران اهمیت بدهیم. باور غلط «خودی» و «غیرخودی» را کنار بگذاریم «ما همه با هستیم» وقتی پاسداران شب با باتوم به جان ما میافتد ایدئولوژی و خط سیاسیمان را سوآل نمیکنند تا ببیند نزنند یا بزنند برای آنها مسلمان و کمونیست و ملیگرا و… فرقی ندارد آنها هر کس را که به خیابان بیاید و دم از آزادی بزند، میزنند و میکشند.
احسان فتاحیان قهرمان بزرگی بود. جوانی که هنوز طعم ۳۰ سالگی را نچشیده بود، جوانی که در همین حکومت بدنیا آمده بود و هرگز هوایی تازه و آزاد را استنشاق نکرده بود تا پای جان بر سر عقایدش ایستاد و حاضر نشد زندگی خود را گدایی کند. سرتعظیم در پیشگاهش او که حاضر نشد سرتعظیم به بتها و بتوارگان فروآورد، فروآوریم تا در سرزمینی که حقارت و زبونی را نهادینه کردهاند آزادگی و آزادخواهی را سنت کنیم.
دریغا شیرآهنکوهمردا
که تو بودی ،
و کوهوار
پیش از آن که به خاک افتی
نستوه و استوار
مرده بودی.اما نه خدا و نه شیطان -
سرنوشت تو را
بتی رغم زد
که دیگران
میپرستیدند.
بتی که
دیگراناش
میپرستیدند


